بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئين رهروان 229
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ . و بعضى از بزرگان فرمودهاند : مشاهدة الابرار بين التّجلّى و الاستتار « گاهى مىنمايند و گاهى مىربايند » . و در اين مقام اسمى است كه بهوسيله آن اشاره بمقام خاصان و ( ضناين اللّه ) مىشود و مراد اين است كه خداوند تعالى آنها را قبض فرموده و بهوسيله خمول و گمنامى از چشم مردم مخفى و پنهان داشته كه كسى آنها را نشناسد و دستهاى از آنان را در لباس عوام مستور فرموده است ، و گروهى آنانى هستند كه خدا آنها را از خودشان براى خودش انتخاب فرموده و در قبضه تصرف خود آنها را نگهداشته ، بهطورىكه در ظواهر آنان نشانه احوال و آثار تجليات جمال و جلال مشهود نيست از جهت قوت استعداد و كمال آنها و آنها را در مقام فناء نگهداشته و بمقام بقاء بعد از فناء رجوع نداده است و بسط ورود چيزى است در دل عارف كه اشاره بر لطف و تكريم باشد و درجهء اعلاى آن اينست كه شواهد واردات عارف در مراتب علم شرعى نمودار شده و با احكام علم و عبادات جلوه نمايد ، و اين قبيل عارفان ظاهرا مشغول عمل بظواهر شريعت بوده و پيوسته در طاعت و عبادتند ، و باطنا مانند خواص در حال معرفت و شهودند و اين گروه را برزخ بين البحرين و ذو الرياستين خوانند و اين قبيل سلاك با وسايل تفرقه از مقام جمع تنزل نمىكنند . « 1 » ديدهء دل هست بين الأصبعين * چون قلم در دست كاتب اى حسين اصبع لطف است و قهر اندَر ميان * كلك دل با قبض و بسطى زين بيان چونكه قبضى آيدت اى راهرو * آن صلاح تست آيس دل مشو
--> ( 1 ) و شارح مفتاح الغيب در قبض و بسط ، مفهوم ديگرى را نيز ذكر كرده ، و آن اينست كه اگر عارف در محل تجلّى اوصاف جلال ، واقع گردد آنوقت در جلباب قبض واقع گشته ، و قادر بادراك و نظر نمىشود ، و اين قبض است و گاهى در معرض جلوهء اوصاف جمال واقع شود ، پس در اين هنگام براى او فرح واقع گشته ، و بسا از شدّت ذوق در حال سكر و مستى بيفتد ، و اين مقام بسط است و به عبارت ديگر قبض در حالت حجاب و بسط در حالت كشف براى عارف روى دهد .